یکشنبه، 14 تیر 1405

خودکشی ویکتور یالوم؛ آیا به عنوان متخصص اجازه داریم تشخیص‌گذاری کنیم؟

585
1405/04/13 | 9:20

خبر خودکشی ویکتور یالوم، روان‌درمانگر و بنیان‌گذار Psychotherapy.net، بسیاری از متخصصان و علاقه‌مندان حوزه روان‌شناسی را متأثر کرد. طبیعی است که پس از این رویداد، بسیاری از مردم به دنبال یافتن علت یا ارائه توضیح دقیق روان‌شناختی در باره آن باشند. با این حال، نخستین اصل در تحلیل علمی این است که باید به جای «تشخیص گذاشتن» بر پایه داده های ناقص، صرفا «احتمالات بالینی» را بررسی کنیم. 

بر اساس اطلاعاتی که خانواده او منتشر کرده‌اند، تنها می‌دانیم که ویکتور یالوم در سال‌های پایانی زندگی با بازگشت یک اختلال روانشناختی دست‌وپنجه نرم می‌کرده و در نهایت بر اثر خودکشی درگذشته است. اما هیچ گزارش بالینی، پرونده درمانی، مصاحبه تشخیصی یا اطلاعات مستندی درباره نوع اختلال، شدت علائم، روند درمان، عوامل استرس‌زا یا وضعیت شناختی و هیجانی او در دسترس نیست. به این ترتیب، نگاه علمی نه بر پایه قضاوت اخلاقی است و نه می تواند تشخیص بالینی در این مورد خاص داشته باشد. شواهد حاکی از وجود یک اختلال روانشناختی است. اما چه اختلالی، شدت آن، مسیر درمان و شرایط زندگی فردی ویکتور یالوم نامشخص است. بنابراین هرگونه ادعا مبنی بر اینکه او مبتلا به افسردگی اساسی، اختلال دوقطبی، اختلال شخصیت یا هر اختلال دیگری بوده است، از نظر علمی فاقد پشتوانه کافی است.

در روان‌شناسی و روان‌پزشکی، تشخیص یک اختلال نیازمند مصاحبه بالینی، بررسی تاریخچه فرد، ارزیابی عملکرد، رد سایر علل پزشکی و تشخیصهای افتراقی و نیز انطباق دقیق با ملاک‌های تشخیصی DSM یا ICD و سایر راهنماهای تشخیصی است. در زمان حاضر، هیچ‌یک از این اطلاعات درباره ویکتور یالوم در دسترس ما نیست. با این حساب، نسبت دادن هر تشخیصی به او، صرفاً بر اساس نتیجه نهایی زندگی‌اش، نمونه‌ای از «تشخیص‌گذاری گذشته نگر» (retrospective diagnosis) است؛ روی آوردی که در ادبیات علمی به‌شدت مورد نقد قرار گرفته است.

با این حال، می‌توان بر اساس مدل زیستی–روانی–اجتماعی، درباره عوامل احتمالی مؤثر بر خطر خودکشی سخن گفت، بدون آن که بخواهیم آن‌ها را به شخص ویکتور یالوم نسبت دهیم. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که خودکشی عموما تک عاملی نبوده و معمولاً حاصل تعامل چندین عامل است: آسیب‌پذیری زیستی، وجود یک اختلال روانی، فشارهای روان‌شناختی، بحران‌های هویتی، شرایط اجتماعی، عوامل فرهنگی و رویدادهای استرس‌زای زندگی. هیچ‌یک از این عوامل به‌تنهایی علت قطعی خودکشی نیستند و در هر فرد ترکیب آن‌ها می‌تواند متفاوت باشد.

درباره ویکتور یالوم نیز تنها می‌توان گفت که ممکن است عواملی مانند بازگشت یک اختلال روانی، فشارهای ناشی از هویت حرفه‌ای، کاهش احساس کارآمدی، یا سایر عوامل ناشناخته در کنار یکدیگر نقش داشته باشند. اما تأکید می‌کنیم که این‌ها فرضیه‌های علمی کلی هستند، نه توصیف وضعیت واقعی ویکتور یالوم. دانشمندان و متخصصان برجسته عموما کمالگرایی بالایی دارند که می تواند در زمان بیماری یا هر شرایطی که کارامدی و کنش وری فرد را به طور جدی کاهش دهد، منجر به واگرایی عمیق «خود آرمانی» با «خود واقعی» شود. 

از سوی دیگر، برخی افراد تلاش می‌کنند این رویداد را با اندیشه‌های هستی گرایانه خانواده یالوم یا میزان دین داری و معنویت او توضیح دهند. چنین نتیجه‌گیری‌هایی نیز فاقد شواهد کافی هستند. نه می‌توان گفت فلسفه اگزیستانسیال موجب افزایش خطر خودکشی می‌شود (شناختن درست مرگ می تواند به زندگی معنا و هدف بدهد) و نه می‌توان نبود یا وجود باورهای مذهبی را علت این رویداد دانست (شواهدی وجود ندارد که صرف وجود باورهای مذهبی به تنهایی مانع مطلق خودکشی شود). پژوهش‌ها نشان می‌دهند که معنویت و مذهب در برخی افراد می‌توانند نقش محافظتی داشته باشند، اما این اثر نه همگانی است و نه به‌تنهایی تعیین‌کننده و طبیعتا مانع مطلق نمی تواند باشد.

یکی از مهم‌ترین درس‌های این روی داد آن است که دانش روان‌شناختی، انسان را در برابر بیماری روانی مصون نمی‌کند. همان‌گونه که یک متخصص قلب ممکن است به بیماری قلبی مبتلا شود، یک روان‌درمانگر نیز می‌تواند دچار اختلال روانی شود. قرار نیست هر متخصصی بتواند بیماری یا اختلال خودش را درمان کند. به ویژه وقتی پای عوامل ژنتیکی قوی، عوامل اجتماعی جدی یا امکانات ناکافی محیطی و علمی در میان باشد. آگاهی علمی لزوما جای گزین درمان، حمایت اجتماعی یا مراقبت کامل از سلامت روان شناختی نیست.

در نهایت، اگر بخواهیم به اصول علم وفادار بمانیم، باید بپذیریم که درباره ویکتور یالوم بیش از آنچه شواهد اجازه می‌دهند، سخن نگوییم. احترام به حقیقت علمی، یعنی پذیرفتن اینکه گاهی نمی‌دانیم و نباید جای خالی داده‌ها را با حدس، روایت‌سازی یا تشخیص‌های بدون پشتوانه پر کنیم. به عنوان متخصص حق قضاوت اخلاقی در باره دیگران و حق قضاوت بالینی بدون داده های دقیق و کافی نداریم. آن چه می‌توانیم ارائه دهیم، صرفاً چارچوب‌های نظری برای فهم پدیده خودکشی است، نه داوری درباره فردی که اطلاعات بالینی کافی از او در اختیار نداریم.

روابط عمومی سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره کشور

کلیه حقوق متعلق به سازمان نظام روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران می باشد.